مرتضى راوندى
545
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
. . . تمام حقوق و امتيازات عمومى ، استخراج معادن ، ايجاد تلگراف ، راههاى شوسه ، راهآهن . . . بهرهبردارى از تمام منابع كشور متعلق به اوست و قبل از آنكه به دست ديگران بيفتد بايد از او خريدارى شود . . . احراز مقامات مهم دولتى بستگى به ميزان رشوه و پيشكش دارد . . . مخارج براى كارهاى عام المنفعه مثل حقوق لشكريان ، تأسيس كارگاههاى عمومى ، ساختمان پلها ، مرمت راهها ، كه از طرف خزانهء سلطنتى مقرر مىگردد ، هيچوقت به مصرف حقيقى خود نمىرسد ؛ بلكه مقدار كمى از آن جان به سلامت مىبرد و بقيه در بين راه پخش مىشود و به جيب مسؤولين امور مىرود . . . دزدى و اختلاس بين زيردستان رواج كامل دارد ، و با فقدان نظارت و عدم انتقاد عمومى ، مراقبت در كار آنان تقريبا محال است . » « 118 » بيم و نگرانى ناصر الدين شاه از بيدارى مردم ناصر الدين شاه بارها در خلوت گفته بود ، كه : نوكرهاى من و مردم اين مملكت بايد جز از ايران و عوالم خودشان از جايى خبر نداشته باشند و اگر اسم پاريس و بروكسل نزد آنها برده شود ، ندانند اين خوردنى است يا پوشيدنى . افتتاح رود كارون و گفتگوى طرق و شوارع و مسألهء مردابها و رودخانههاى گيلان و مازندران و استراباد بارها به ميان آمده ، افكار و اغراض شاه سد باب مىكرد و احداث بانك را در ايران به مثابهء سم قاتل مىشمرد . « 119 » اتفاقا تأمس نام انگليسى ، وكيل بانك شرقى لندن ، به تهران آمد ، با امتناع شاه مواجه شد ، ولى بالاخره با مداخلهء سفير انگليس وحشت شاه از اسم و رسم بانكها تخفيف يافت . راه اصلاحات اجتماعى از دورهء فتحعليشاه به بعد ، آزاديخواهان و اصلاحطلبان هريك به فراخور ذوق و استنباط خود ، راهى براى نجات ايران از گرداب انحطاط و فساد پيشنهاد مىكردند ؛ عدهاى مثل سيد جمال الدين اسدآبادى تنها راه نجات را وحدت ملل اسلامى مىدانستند ، جمعى چون ميرزا ملكم خان سعى مىكردند كه قدرت قانون جانشين قدرت افراد شود . مرحوم ميرزا يوسف خان مستشار الدولهء تبريزى در رسالهاى به نام يك كلمه پس از بيان و توصيف وضع دلخراش جامعهء ايرانى ، يگانه راه نجات مردم را حكومت قانون مىشمارد . وى در رسالهء خود از هموطنان خود مىپرسد « چرا اينطور غافل و معطل نشستهايد و چرا از حالت ترقى ساير ملل انديشه نمىكنيد ؟ همسايهء شما وحشيان كوهستانات را داخل دايرهء مدنيت كرده و هنوز شما فكر ترقيات فرنگستان هستيد . در كوچكترين بلدهاى مجاور شما مريضخانه و معلمخانههاى منتظم براى ذكور و اناث بنا كردهاند ، و هنوز در معظمترين شهر شما يك مريضخانه و يك معلمخانه نيست . كوچههاى دهات همجوار شما تنظيم و توسيع و تطهير يافته ، ولى در شهرهاى بزرگ شما به سبب تنگى و اعوجاج و كثافت و سوراخهاى بينهايت كه در كوچههاست ، عبور نامقدور گرديده . در همجوارى شما راهآهن مىسازند و شما هنوز به راه عراده نپرداختهايد . در همسايگى شما جميع كارها و امورات اهالى در محكمههاى منتظمه از روى قانون بر وفق حقانيت فيصل
--> ( 118 ) . همان ، ص 24 ( به اختصار ) . ( 119 ) . على امين الدوله ، خاطرات سياسى امين الدوله ، ص ، 131 .